تبلیغات
دالغالی دنیز - تعامل زبان و ادبیات فارسى با فرهنگ هندوان
قالب وبلاگ قالب وبلاگ

دالغالی دنیز
 
اوره کلر آلیشین سئوگی اودیلا*********حیاتین لذتی محبت ده دیر

به وبلاگ من خوش آمدید
 
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مهر 1390 توسط حسین صولتی

بالشكركشى محمود غزنوى به هند، زبان فارسى نیز بالشكر آراسته زیبایى، روشنایى، دانش، معرفت و عرفان به هند لشكركشید . غزنویان جان مردمان را براى توسعه قدرت گرفتند، حرمت‏ها را شكستند، خانه‏ها و معبدها را ویران را كردند اما زبان فارسى ارواح را تسخیر كرد، جان‏ها را فراخنا بخشید، دست‏ها را به هم پیوند، زبان را از تلخى‏ها شست و شكسته‏ها را مرمت كرد و طرح بناهاى تازه، شاداب و راحت با مصالح شعر وادب و عرفان و آگاهى در انداخت .

بالشكركشى محمود غزنوى به هند، زبان فارسى نیز بالشكر آراسته زیبایى، روشنایى، دانش، معرفت و عرفان به هند لشكركشید . غزنویان جان مردمان را براى توسعه قدرت گرفتند، حرمت‏ها را شكستند، خانه‏ها و معبدها را ویران را كردند اما زبان فارسى ارواح را تسخیر كرد، جان‏ها را فراخنا بخشید، دست‏ها را به هم پیوند، زبان را از تلخى‏ها شست و شكسته‏ها را مرمت كرد و طرح بناهاى تازه، شاداب و راحت با مصالح شعر وادب و عرفان و آگاهى در انداخت .
غزنویان و همتایانشان پس ازآنها برافتادند . قدرت دست به دست شد و قدرتمندان پى پاى پیل اجل خاك شدند . ولیكن زبان فارسى بال و پرمهربان و نوازشگر خود را برسراسر هند گسترد، مسلمان و هندو و بودایى و بت‏پرست، مهاراجه‏ها و هاریجان‏ها را چنان چشمه سارى جارى و زلال سیراب كرد و تمام توانایى و دارایى خود را دراختیار شیفتگان تازه خویش نهاد . آنان نیز مهربانانه قدر نعمت پاس داشتند و بر توانایى و دارایى ولى نعمت خود افزودند . و هند شد مقر شكوهمند زبان فارسى .
«تعامل زبان و ادبیات فارسى با فرهنگ هندوان» عنوان مقاله‏اى است از دكترخان عامر كه گوشه چشمى به این سفر رنگین و چشم نواز و دل‏انگیز دارد .
درعهد غزنویان، زبان فارسى درهندشمالى گسترش یافت وشاعران و نویسندگان نامدارى به وجود آمدند و بعد از آنها، لودیان، گام‏هاى بلندترى درگسترش این زبان درمیان هندوان برداشتند .
بعد از فرمان معروف راجه تودرمل، وزیر دارایى اكبر شاه (قرن 10 و 11ه . ق) مبنى بر این كه زبان فارسى ، زبان رسمى و ادارى شود، هندوان زبان فارسى را با شوق و رغبت فراگرفتند .
و از دوره جهانگیر تا زوال مغولان (قرن 11 - 13ه . ق) اوج شكوفایى این زبان درشبه قاره است .
زبان و ادبیات فارسى، به دلیل غناى فرهنگى، ادبى، هنرى و علمى خود، پس از نفوذ در شبه قاره هند، از زمان محمود غزنوى، بسیار مورد توجه و ستایش فرهیختگان، عارفان، شاعران، نویسندگان، مورخان و دانشمندان هندى قرار گرفت به طورى كه آنان نیز در پروراندن این زبان زبان زیبا و عرفانى، نقش به سزایى داشتند و با به جا گذاشتن آثار و شاهكارهاى ادبى و علمى، عشق و علاقه خود را نسبت به آن ابراز كردند .
در عهد غزنویان (قرن 4 - 6 ه . ق)، زبان فارسى، در هند شمالى گسترش یافت و شعرا و نویسندگان نامدارى، در این عهد به وجود آمدند . بعد از غزنویان، در عهد لودیان (قرن 9 و 10 ه . ق)، گام‏هاى گسترده‏ترى در راه گسترش زبان فارسى در میان هندوان برداشته شد . سكندر لودى، عده‏اى از آنان را كه زبان فارسى را به خوبى فرا گرفته بودند، در دربار خود گماشت و این عمل وى، بر افكار و اذهان هندوان تأثیر فراوانى گذاشت .
بعد از فرمان معروف راجه تودرمل (1)، وزیر دارایى اكبرشاه (قرن 10 و 11 ه . ق) مبنى بر این كه زبان فارسى، زبان ادارى و رسمى شود، هندوان، زبان فارسى را با رغبت فراوانى، یاد گرفتند . از عهد جهانگیر تا زوال مغولان (قرن 11 - 13 ه . ق) كه اوج شكوفایى زبان فارسى در هند بود . هندوان آثار پرارزش و سودمندى به زبان فارسى، بویژه در زمینه شعر، داستان، تاریخ و انشاء به وجود آوردند .
بعد از مرگ اورنگ زیب، دوره دوم تیموریان كه دوره فروپاشى و انحطاط این سلسله است، شروع مى‏شود . پادشاهان این دوره، توجه كمترى به زمامدارى و امور فرهنگى و ادبى نشان دادند و همین امر باعث شد كه زبان فارسى كم‏كم جایگاه خود را در بین هندوان از دست بدهد . با این وجود، هندوان شایسته‏اى نیز در این دوران به چشم مى‏خورند كه آثار چشمگیرى از خود، برجاى گذاشتند . در زمان بهادر شاه ظفر دوم، آخرین پادشاه خاندان مغول، زبان فارسى، دوباره آن هم تا حدودى اهمیت و رونق یافت .
انگلیسیان، بعد از سركوب انقلابیون، بر تمام هندوستان تسلط یافتند و زبان انگلیسى را در منطقه، گسترش دادند . هندیان، در برابر این اقدام به مبارزه پرداختند، لیكن استعمارگران به ناچار براى از بین بردن نفوذ زبان فارسى در شبه قاره هند، از زبان اردو بهره جستند .
با برچیده شدن بساط استعمارگران انگلیسى در سال 1947 م كه بر اثر مبارزات مردمى و به رهبرى مهاتما گاندى تحقق یافت، زبان فارسى كه در هند دلیل فرهنگ و تمدن محسوب مى‏شد، به دوران تازه‏اى قدم نهاد .
در این مقاله، به معرفى برخى از شاعران، نویسندگان، مورخان و سخنوران معروف هندو كه سهم مؤثرى در گسترش زبان و ادب فارسى در دوران سلاطین مسلمان هند داشتند، برپایه دوره‏هاى حكومتى، پرداخته‏ایم .

عهد سكندر لودى
1) میان بهوه (2)
میان بهوه هندو، وزیر سكندر لودى، مردى عالم و دانشمند بود و به زبان‏هاى سانسكریت و فارسى، تسلط كامل داشت . وى، در سال 908 ه . ق «طب سكندرى» یا «معدن الشفاء سكندرشاهى) را كه شامل 1007 بیمارى و روش درمان آنهاست، تألیف كرد .
عهد اكبرشاه
1) منوهر توسنى (3)
منوهر توسنى، پسر «راجه لون‏گرن (4)» و یكى از شاعران هندوى فارسى‏گوى دربار اكبرشاه بود . وى، به فارسى آشنایى كامل و علاقه مفرط داشت . اكبر، او را «میرزا منوهر» خطاب مى‏كرد و تخلص وى را «توسنى» انتخاب كرد .
وى، اولین شاعر هندو است كه در اشعارش از فنون ادبى بهره جسته و زبانش فصیح و روان است . همچنین وى، اولین شاعر هندو است كه دیوانى به زبان فارسى دارد .
نمونه‏هایى از شعر او چنین است:
از اثر یك نگه اوست مست
هم بت و هم بتكده هم بت‏پرست
***
یگانه بودن و یكتا شدن ز چشم‏آموز
كه هر دو چشم جداجدا نمى‏نگرند
***
غرض ز خلقت سایه همین بود كه كسى
به نور حضرت خورشید پاى خود ننهد
***
عهد شاه جهان
1) منشى چندر بهان برهمن (5)
منشى چندر بهان برهمن، پسر «دهرم داس (6)» ، یكى از شاعران و نثرنویسان ممتاز هندوى فارسى‏گوى دوره شاه جهان (قرن 11ه . ق). محسوب مى‏شود .
وى، در اواخر عهد اكبرشاه، در خانواده‏اى برهمن، در لاهور به دنیا آمد . تحصیلات ابتدایى را، پیش عبدالحكیم سیالكوتى آموخت . بعد از آن، ملازم میر عبدالكریم، میرعمارت لاهور گردید . سپس به ملازمت افضل‏خان علامى، وزیر كل، درآمد . بعد از مرگ علامى، براثر وساطت شاهزاده داراشكوه، به دربار شاه جهان راه یافت و به كار دبیرى و واقعه‏نویسى پرداخت .
شعر و خط شكسته او، مورد تقدیر شاه جهان بود . داراشكوه نیز، سبك تحریر برهمن را بسیار دوست مى‏داشت . وى، از آن جایى كه گروهى از علماى هندو را براى ترجمه آثار عرفانى و فلسفى هند در خدمت داشت، برهمن را نیز به دربار خود برد و دبیر خاص خود كرد .
برهمن، بعد از عصیان اورنگ زیب بر پدر و كشتن شاهزاده داراشكوه، به بنارس رفت و گوشه‏نشینى برگزید . بالاخره در سال 1073 ه . ق . درگذشت .
از برهمن، تألیفات بسیار ارزنده‏اى به‏جا مانده كه مى‏توان از «دیوان برهمن» ، «چهار چمن» ، «منشأت برهمن» ، «تحفةالانوار» و «گلدسته» نام برد .
چندر بهان برهمن، در شعر، زبانى ساده دارد . اشعارش، داراى مضامین عشق، محبت، تصوف و مسایل وحدت‏الوجود است، كه با لحنى عارفانه بیان شده است .
دیوان وى، شامل غزلیات و رباعیات است .
نمونه‏هایى از شعر او را در زیر مى‏آوریم:
بانى خانه و بت‏خانه و مى‏خانه یكیست
خانه بسیار ولى صاحب هر خانه یكیست
***
بناى قصر جهان را ثبات ممكن نیست
به جز اساس محبت كه دیر بنیادست
***
گل یكى، خار یكى، شاخ یكى، تاك یكى است
نزد ارباب نظر هر خس و خاشاك یكى است
مرا دلى‏ست به كفر آشنا كه چندین بار
به كعبه بردم و بازش برهمن آوردم
***
دل درختى است عشق پرورده
از محبت همیشه بارور است
***
2) بهگوان داس (7)
بهگوان داس، از منشیان و مورخان ساده‏نویس درباره شاه جهان بود . وى، «شاه جهان نامه» یا «نسبت نامه صاحبقران» (نسب نامه) را كه حاوى نسب‏نامه شاه جهان به همراه خلاصه‏اى از تاریخ تیموریان ایران و هند است، در حدود سال 1037 ه . ق به رشته تحریر درآورد .
این تاریخ، از آن جایى كه نخستین تاریخ فارسى عهد تیموریان هند است كه به قلم یك هندو نوشته شده، حایز اهمیت است .
3) بنوالى داس ولى (8)
بنوالى داس ولى، منشى شاهزاده داراشكوه، یكى از سخنوران، نویسندگان و مورخان سرشناس هندوى فارسى‏دان عهدشاه جهان بود .
معروف‏ترین اثر وى، «راجا ولى» یا «رساله در ذكر راجگان و سلاطین دهلى» است .
«راجاولى» ، خلاصه‏اى از تاریخ قدیم راجگان هندو و سلاطین مسلمان دهلى، از قدیم‏ترین ایام تا دوره شاه جهان (1037 - 1068 ه . ق) است .
از دیگر آثار بنوالى داس، مى‏توان «گلزار حال» ، «محیط معرفت» ، «گنج عرفان» و «دیوان هندى و فارسى» او را نام برد .
عهد اورنگ زیب
1) راى بندر ابن داس بهادر شاهى (9)
راى بندر ابن داس بهادر شاهى، پسر «راى بهار آمل» (10)، شاعر فارسى‏ گوى، نثرنگار و مورخ دوره اورنگ زیب عالمگیر است . عالمگیر، او را «راى» خطاب مى‏ كرد .
اثر مهم وى به فارسى، كتاب «لب‏ التواریخ» است . این كتاب، یكى از مهمترین و درعین حال اساسى‏ ترین تاریخ عمومى شبه قاره هند، از دوره شهاب‏ الدین محمد غورى تا محمد اورنگ زیب عالمگیر است كه درسال 1106ه . ق، توسط یك مورخ هندو، نگاشته شده است . دراین اثر، تمام قضایاى تاریخى، از نقطه نظر و دیدگاه هندوان، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .
2) آن بال كرشن (11)
آن بال كرشن، از نویسندگان و شاعران عهد اورنگ زیب است . معروف‏ترین اثر وى كتاب «دمشق خیال» است . موضوع كتاب، تصوف است كه با شیوه‏بیان متكلفانه، نوشته شده است . در اثناى كتاب، از اشعار خود و برخى صوفیان مشهور، بهره گرفته است .
3) سوامى بهوپت راى بى‏غم (12)
سوامى بهوپت راى بى‏غم، از مثنوى سرایان معروف عهد اورنگ زیب است .
وى، اهل «هماچل پردیش» بود . در تصوف، از مكتبى پیروى مى‏كردكه بنیانگذار و حامى آن، داراشكوه بود . بهوپت، تحت تأثیر مولانا جلال‏الدین محمد رومى بلخى قرار داشت و این مسأله، در مثنوى‏هایش به چشم مى خورد .
كلیات او، حاوى پنج هزار بیت است . از وى، یك مثنوى به نام «مثنوى بى‏غم» ، به جا مانده است .
نمونه شعرى وى چنین است:
علم حق در علم صوفى گم شود
این سخن كه باور مردم شود
***
4) ایشور داس (13)
ایشور داس، از اهالى «پتن» بخش گجرات بود . وى، در حدود 1101ه . ق، به نگارش خاطرات زندگى پرماجراى خود - وقایع دوران سلطنت اورنگ زیب - پرداخت و اثر پرارزشى به نام «فتوحات عالمگیرى» ، از خود به جا گذاشت .
به علت حكم امتناع عالمگیر، از نوشتن تاریخ عهد عالمگیرى، در سال 1078 ه . ق، مورخان آن زمان، دیگر به نگارش وقایع بعد از سال مذكور، نپرداختند و اگر «فتوحات عالمگیرى» در دست نبود، تاریخ عهد عالمگیر، از سال 1078 تا 1101 ه . ق، در پرده ابهام باقى مى‏ماند . بنابراین، «فتوحات عالمگیرى» ، مرجع معتبرى براى كسب اطلاع درباره دوران پرشكوه آخرین امپراطور بزرگ تیموریان هند است .
این تاریخ، از لحاظ این كه مولف آن هندو است اهمیت فراوان دارد . از آن جایى كه اورنگ زیب، در تمام دوره پنجاه ساله سلطنت خود، دائما با هندوان در حال جنگ و جدال بوده است، از این جهت نقطه نظرها و دیدگاه‏هاى یك هندو، در خور توجه خواهد بود .
5) بهیم سین كایست (14)
بهیم سین كایست، پسر «رگهو نندن داس» (15)، از امراى عهد اورنگ زیب بود . وى، در جنگ‏هاى دكن و همچنین در جنگ برادركشى پسران اورنگ زیب بر سر مساله جانشینى، شركت داشت .
وى، در سال 1120 ه . ق، كتابى به نام «تاریخ دلگشا» یا «نسخه دلگشا» نوشته است . این كتاب، از آن جایى كه نویسنده‏اش در دستگاه اورنگ زیب عالمگیر، منصب مهمى داشته و با اكثر سرداران سپاه آشنا و بسیارى از وقایع تاریخى آن عهد را شاهد بوده، بسیار معتبر و موثق است . این اثر، شامل اوضاع سیاسى، اجتماعى، جغرافیایى و مذهبى آن دوره است . همچنین «تاریخ دلگشا» ، در برگیرنده وقایع تاریخ پنجاه ساله عهد عالمگیر است كه دیدگاه‏ها و نقطه نظرهاى هندوان را بیان مى‏كند .
6) سوجان راى بتالوى كهترى (16)
سوجان راى بتالوى كهترى، از امراى اورنگ زیب بود . وى، كتابى به نام «خلاصه التواریخ» نوشته كه تاریخ عالم را، از ابتدا تا عهد اورنگ زیب، در بردارد .
7) جگجیون داس گجراتى (17)
جگجیون داس گجراتى، پسر «منوهر داس گجراتى» ، از مورخان هندوى عهد اورنگ زیب است . وى همچنین، در عهد محمد معظم ملقب به «بهادرشاه» ، پسر اورنگ زیب، به عنوان وقایع نگار، بخشى الممالك و رئیس كل پست، خدمات شایسته‏اى انجام داد .
اثر معروف جگجیون، «منتخب التواریخ» است . وى، از عهد اورنگ زیب، شروع به جمع‏آورى اسناد ومدارك معتبر تاریخى پرداخت و سرانجام درعهد بهادر شاه، در سال 1120 ه . ق، نوشتن این اثر تاریخى را به اتمام رسانید .
«متخب التواریخ» ، شامل تاریخ عمومى تیموریان ایران و شبه قاره هند، از عهد امیرتیمور گوركانى تا پایان سال دوم عهد بهادر شاه اول و وقایع دوران سلطنت هر یك از شاهان سلسله تیموریان، تحت عنوان خاص است كه به ترتیب تاریخى، نوشته شده است .
دوران بعد از اورنگ زیب
1) خوشحال چند كایسته (18)
خوشحال چند كایسته، پسر «منشى جیون رام (19)، در عصر محمدشاه، نوه بهادر شاه، دبیر دفتر دیوانى بود . او، معروف به «نادر الزمان» بود .
مهم‏ترین اثر وى، تاریخ محمد شاهى «یا تاریخ نادر الزمانى» است . این كتاب داراى دو بخش است . بخش اول، مجمع‏الاخبار نام دارد كه تاریخ عمومى جهان است و بخش دوم، زبدة الاخبار نام دارد كه شامل تاریخ هند به خصوص احوال محمدشاه، مى‏باشد . خوشحال چند كایسته، این كتاب را در سال 1154 ه . ق، تألیف كرد .
2) راى آنند رام مخلص (20)
راى‏آنند رام مخلص، پسر «هردى رام (21)» ، از شاعران و نویسندگان هندوى عهد محمدشاه، نوه بهادر شاه (قرن 12 ق . ق)، بود . وى، شاگرد میرزا عبدالقادر بیدل هلوى بود و در شعر وادب، تسلط كامل داشت .
آثار مهم وى عبارتند از:
مرآت اصطلاحات - فرهنگ اصطلاحات فارسى است . آنند رام، این كتاب را از آن جهت نوشت كه متوجه شده بود در زمان وى (اواخر عهد گوركانیان)، معیار صحیح و مستندى، براى تلفظ درست واژگان فارسى، وجود ندارد و همچنین، اكثر مردم، فقط به فارسى نوشتارى، آشنایى دارند و متوجه محاورات روزانه رایج در میان ایرانیان نمى‏شوند .
گلدسته اسرار - این كتاب، حاوى نامه‏هایى است كه راى آنند رام به نادر شاه نوشته است .
بدایع وقایع - اثر تاریخى راى آنند رام كه شبیه تذكره است .
رقعات مخلص - در برگیرنده نامه‏هاى ادبى و تاریخى است .
چمنستان - مجموعه اقوال و حكایات است .
هنگامه عشق - قصه عشق «رانى چندر پربها (22)» و «كنور سندرسین (23)» است .
كارنامه عشق - قصه عشق شاهزاده «گوهر» است .
پرى‏خانه - نمونه‏هاى خطاطى خوش‏نویسان مشهور است .
دیوان اشعار مخلص
نمونه‏هایى از اشعار او:
چون منجم دید طالع نامه‏ام، خندید و گفت
این پسر قایم مقام حضرت مجنون شود
بلبل شوریده‏اى چون من ندارد این چمن
صد بهار آخر شد و من همچنان دیوانه‏ام
***
تاجر عشقیم مخلص مى‏رسیم از شهر دل
هركجا جنس وفا باشد خریداریم م
***
ماجراى بلبل و گل شاهد احوال ماست
از تو مخلص ناله و از یار نشنیدن بس است
***
میازار اى محبت باز چون من ناتوانى ر
غریبى دردمندى بى‏كسى آزرده جانى ر
***
زحال بلبل مسكین ندارم اطلاع ام
به پاى گلبنى دیدیم مشت استخوانى ر
***
3) لال‏رام
لال‏رام، از نویسندگان عهد محمدشاه، نوه بهادر شاه، بود . اثر مهم وى، «تحفةالهند» است كه آن را در سال 1148ه . ق نوشته است . این كتاب، تاریخ عمومى هند، از آغاز تا عصر بهادر شاه است .
4) بساون لال شادان (24)
بساون لال شادان، پسر «تن سكهو راى (25)» ، از كایست‏هاى سكسینه و از شاعران عروف دربار امیرالدوله محمد امیر خان نواب تونگ (1834م). بود . از وى، دیوانى شعر و یك مثنوى به نام «امیرنامه» باقى مانده است .
بساون، در مثنوى «امیرنامه» ، زندگى امیرالدوله را به نظم درآورده است . از آن جایى كه وى، شاهد دلاورى‏ها و شجاعت‏هاى امیرالدوله بوده، این مثنوى، حایز اهمیت است . او، در سال 1147 ه . ق درگذشت .
نمونه‏هایى از اشعار وى چنین است:
پیوسته چون مسافر دریا كناره جوست
در عشق او كسى كه بود آشناى م
***
گر بود خورشید رویى در نظر تا روز حشر
مى‏توان بى‏آب و نان مانند عیسى زیستن
***
5) وارسته مل سیالكوتى (26)
وارسته مل سیالكوتى، از سیالكوت، بهترین محقق و منتقد عصر خود بود . بزرگترین مزیت او، در نامه‏نگارى و محاوره دانى بود . وارسته، قسمت عمده زندگیش را، در پنجاب گذراند و به مراكز علمى آن دوران، نظیر دهلى و لكهنو، كمتر رفت و آمد، داشت .
آثار وى عبارتند از:
- مصطلحات الشعر
- مطلع‏السعدین
- صفات كائنات یا عجایب و غرایب
- جواب شافى یا رجم‏الشیاطین
- جنگ رنگارنگ یا تذكره وارسته
مصطلحات الشعرا - مجموعه محاورات جدید و مصطلحات برگزیده است . وارسته، براى نوشتن این مجموعه از منابع بسیارى مانند فرهنگ جهانگیرى، كشف اللغات، مؤید الفضلا، مدارالافاضل، قاموس، تاج المصادر، شرح دیوان خاقانى از شادى آبادى، شرح قصاید انورى ازفراهانى، لطایف مثنوى معنوى، صراح، مجموعه ابراهیم شاهى، منتخب اللغات استفاده كرد .
علاوه بر این منابع، از راهنمایى علماى محاوره‏دان ایرانى نیز، بهره برده است . نوشتن این كتاب، بعداز 15سال تلاش بى‏وقفه وارسته، درسال 1180ه . ق به پایان رسید و خود نیز، درهمان سال، وفات یافت .
6) منشى لاله تیك چندر بهان (27)
منشى لاله تیك چندربهان، از نویسندگان معروف قرن 12ه . ق است . وى، اهل دهلى و ازشاگردان مولانا شیخ ابوالخیر خیرالله وفایى ملقب به «خیرالمدققین» و سراج الدین على خان آرزو ملقب به «سراج الدین على خان آرزو ملقب به «سراج المحققین» بود . وى، از طرف دربار دهلى، لقب «راى» و «راجه» ، دریافت نمود .
چندربهان، رساله‏اى درباره حروف تهجى به نام «جواهر الحروف» و رساله دیگرى به نام «نوادرالمصادر» درباره افعال و مصادر فارسى نوشته كه درخور توجه است .
كتاب «بهار بوستان» وى، شرح بوستان سعدى است .
اثرى وى، «بهار عجم» است، كه «بهار عجم» فرهنگى جامع، مشتمل برلغات و اصطلاحاتى است كه درآثار سخنوران، به كار رفته است . چندر بهان، براى نوشتن این فرهنگ، بیست سال زحمت كشید .
7) بندرابن داس خوشگو (28)
بندر این داس خوشگو، از شاگردان خان آرزو و سرخوش بود . مهمترین اثر وى، «سفینه خوشگو» است . این كتاب، از تذكره‏هاى برجسته زبان فارسى محسوب مى‏شود . مؤلف، دراین كتاب، شرح حال مفصلى از شاعران، همراه با اشعار منتخب آنان را، درسه جلد متقدمین، متوسطین و معاصرین، گردآورى كرده است . این تذكره بسیار جامع و مفصل است .
از آن جایى كه مؤلف، در دوران ملازمت خود، اغلب ازشهرهاى بزرگ دیدن كرده، با اكثر شعرا ملاقات كرده و احوال شاعران معاصر را، بنا به اطلاعات شخصى خود، نگاشته، بر اعتبار این تذكره افزوده است . خوشگو، اى تذكره را درسال 1155ه . ق به پایان رساند و آن را به عمده الملك امیرخان انجام، اهدا كرد .
خوشگو، شاعر هم بود، نمونه‏هایى از اشعار او را درزیر مى‏خوانیم:
براى یار تعظیم رقیبان هم ضرور افتد
به شوق بت نخستین سجده‏اى پیش برهمن كن
***
موجودگر نبودیم، معدوم هم نبودیم
امروز از كجاییم، گر درعدم نبودیم
***
آواز تیشه امشب در بیستون نیامد
شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد
***
8) لچهمى نراین شفیق (29)
لچهمى نراین شفیق، تاریخ نویس، زندگینامه‏نویس و شاعر قرن 12 ه . ق بود ولى معروفیت او، به حیث مورخ بودنش است .
آثار تاریخى وى عبارتند از:
حقیقت‏هاى هندوستان (1204ه . ق) - واردات استان‏هاى هند
مآثر آصفى (1208ه . ق) - تاریخ خاندان نظام، تاریخ مختصر مرهته‏ها و شرح حال راجه‏ها و امر
تنمیق شگرف (1200ه . ق)
بسایط الغنایم - تاریخ مرهته‏ها تا جنگ پانى‏پت
حالات حیدرآباد (1214ه . ق) - در مورد مساجد، باغات و ساختمان‏هاى حیدرآباد
مآثر حیدرى - تاریخ سلطان حیدرعلى
تذكره‏هاى وى عبارتند از:
گل رعنا (1187ه . ق) - این تذكره، درباره شاعران مسلمان و هندوان فارسى‏گوى است .
شام غریبان - این تذكره، درباره شاعران ایرانى است كه به هند آمده‏اند .
چمنستان شعرا - این تذكره، در ارتباط با شعراى اردوزبان است .
نمونه‏هاى شعر وى چنین است:
بر لب نازك او بوسه توان داد شفیق
كه مرا یاد كند باز به دشنامى چند
***
شنیده‏ام كه به سوى شفیق مى‏آیى
بیا بیا كه دل و جان نثار خواهم كرد
***
9) چند و لعل شادان (30)
چند و لعل شادان، پسر «راى نراین داس» (31)، از شاعران چیره دست قرن 13 ه . ق است .
وى، در حیدرآباد دكن، تا مقام نخست‏وزیرى ارتقا یافت . چندو لعل، دیوان اشعار و مثنوى‏هایى دارد .
نمونه‏هاى شعر او چنین است:
حافظ و جامى و سعدى و نظامى، مولوى
پادشاهان سخن در ملك اشعار آمده
***
به چه حسن جلوه كردى كه همه اسیر گشتند
به سخن چگونه وصف كند انورى، سنایى
 منبع:http://www.shaaer.com/articles/viewarticle-28172.aspx




.: Weblog Themes By Pichak :.





ابزار وبلاگنویسان
ابزار وبلاگنویسان





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگقالب وبلاگ